آيا مردم جهان با شنيدن نام فرش به ياد ايران می افتند؟

امروزه کشورها به دنبال اثبات وجهه تجاری خود هستند.ما ميدانيم که ديگر مارکهای تجاری در کشور اصلی خود ساخته نمی شوند واکثرا به خاور دور انتقال پيدا کرده اند.اما مديران مارکهای تجاری به دنبال وجهه مارک خود هستند يعنی اينکه انها به دنبال اين مطلب هستند که مشتری زمانی که مارک را می بيند به ياد کشور اصلی سازنده ان بيفتدبطور مثال برای مارک آديداس مشتری به ياد كشور سازنده يعنی المان می افتد نه يكی از كشورهای خاور دور كه آديداس در آنجا تهيه شده است .به مرور زمان نسل جديد فقط كلمه made in را می بيند و ديگر به اصليت مارك توجه ندارد واين برای مديران مارك مطلوب نيست ووظيفه مدير مارك ايجاب می نمايد كه با ارائه راهكار مناسب اصليت كشور سازنده را به مشتری بشناساند.اما در مورد موضوع بحث كه فرش ايران می باشد آيا با توجه به قدمت فرش ايران و نقشه های اختصاصی آن كسی به ياد نام ايران می افتد ؟ ما آنقدر در شناساندن فرش خود در بازارهای جهانی ضعيف عمل كرده ايم كه ديگر كشورها به راحتی جايگاه ما را اشغال كرده وما سهم بازار مان را براحتی به آنها تقديم كرده ايم .در حال حاضر فرش ايرانی جايگاه خود را از دست داده وبايد با انتخاب استراتژی مناسب جايگاه خود را بدست آورد اين كار با اجرای كارها ی ريشه ای و داشتن وحدت رويه در بازار جهانی واتخاذ تاکتيک های صحيح بازاريابی اتفاق خواهد افتاد.

  
نویسنده : Hamid Saeedi ; ساعت ۳:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/٥/۳۱
تگ ها :