بازار ساز بودن يا نبودن؟

امروزه ديگر واژه هايی چون مشتری تاج سر ماست - حق با مشتری است - مشتری گرايی هدف ماست و... را زياد شنيده ايم واينکه در کشور ما انجام می شود يا خير بحث جدايی را می طلبد . کلا از لحاظ علم بازاريابی اين نوع گفتار ها در غالب customer orientation  ديده می شود. اما بحث من مربوط به اين مطلب است که آيا ما می توانيم در کشور خود بازار ساز باشيم ؟

ابتدا بازار ساز را تعريف می کنم .بازار ساز بودن يعنی ما نيازهای مخفی مشتريان را بشناسيم وبعد در جهت رفع ان نيازها قدم برداريم .اصطلاح   market driving امروزه در اين مورد مصداق دارد .بطور مثال شرکت سونی با شناخت نياز مخفی مردم به دستگاه واکمن آن را توليد نمود وبسيار موفق بود.

حال در شرايط بازار ايران شرکتهايی موفق ترند که بازار ساز باشند چرا؟

چونکه شرکت بازار ساز با اينکه ريسک بالايی را  می پذيرد ولی در صورت موفقيت بازار کالای مورد نظر را در دست گرفته وبقيه شرکتها حتی در صورت ورود به اين بازار پيرو سياستهای شرکت رهبر يعنی شرکت بازار ساز خواهند بود.

مثال در ايران:

شرکت تاژ با ارائه مشکين تاژ-جين تاژ

حال با توضيحات فوق آيا بازار ساز بودن بهتر است يا بازار محور بودن وپيروی از ديگران؟

جواب مشخص است.

  
نویسنده : Hamid Saeedi ; ساعت ۱:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/٤/۱٩
تگ ها :